ماهیِ اسیر
متن زیر در تاریخ19/9/1386، ساعت: 2:43 صبح نوشته شده است.
¤ + خسته ام
خسته!
فردا را نمی خواهم
گذشته را به من بازگردان...
از: اگر شیطان سخن بگوید(پدرام رضایی زاده)
¤ نویسنده: مهدیس
متن زیر در تاریخ19/9/1386، ساعت: 2:41 صبح نوشته شده است.
¤ + اگر شیطان سخن بگویدلبانت چونان طعم گس خرمالو
-طعمی دگرگونه و ماندگار-
اندیشیدن به غیر را ناممکن می سازد!
از: اگر شیطان سخن بگوید(پدرام رضایی زاده)
¤ نویسنده: مهدیس
متن زیر در تاریخ16/9/1386، ساعت: 12:22 صبح نوشته شده است.
¤ + طلوع¤ نویسنده: مهدیس
متن زیر در تاریخ16/9/1386، ساعت: 12:2 صبح نوشته شده است.
¤ + تکرار یک غمدلم گرفته است
دیگر خیال های بد
از مترسک کوچک ذهن من نمی ترسند
زندگی،تلخ و غمگین جاری است
چه کنم ثانیه ها بی تو نمی گذرند...
مازیار
¤ نویسنده: مهدیس
متن زیر در تاریخ15/9/1386، ساعت: 11:22 عصر نوشته شده است.
¤ + دلتنگیدلم گریه می خواهد
ماه کامل است
من تنها،
میدانم که چشمانت زیر نور ماه خواهد درخشید...
من از تکرار واژه ی دلتنگی خسته ام
من از حروف فاصله بیزارم
من از باد که بوی گیسوانت رانمی آورد دلخورم،
من از هر واژه که نام توبرآن نباشد گریزانم...
بیا که،
بغض کودکانه ام آغوش تو را کم دارد...
این شعر رو داداشم گفته.tanhatarin.parsiblog.com مازیار
¤ نویسنده: مهدیس
متن زیر در تاریخ6/9/1386، ساعت: 1:2 صبح نوشته شده است.
¤ + صبر سنگمی نشستم خسته در بستر
خیره در چشمان رؤیاها
زورق اندیشه ام، آرام
می گذشت از مرز دنیاها
باز تصویری غبار آلود
زآن شب کوچک، شب میعاد
زآن اتاق ساکت سرشار
از سعادت های بی بنیاد
در سیاهی دست های من
می شکفت از حس دستانش
شکل سرگردانی من بود
بوی غم می داد چشمانش
ریشه هامان در سیاهی ها
قلب هامان، میوه های نور
یکدگر را سیر می کردیم
با بهار باغ های دور
می نشستم خسته در بستر
خیره در چشمان رؤیاها
زورق اندیشه ام، آرام
می گذشت از مرز دنیاها
روزها رفتند و من دیگر
خود نمی دانم کدامینم
آن من سر سخت مغرورم
یا من مغلوب دیرینم
بگذرم گر از سر پیمان
می کشد این غم دگر بارم
می نشینم، شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم
¤ نویسنده: مهدیس
متن زیر در تاریخ4/9/1386، ساعت: 6:37 عصر نوشته شده است.
¤ + دیدار تلخاین شعر فروغ فرخزاد رو خیلی دوست دارم واسه همین دوباره نوشتم.بعضی شعرا رو آدم 2000000000000000000000000000
بار هم بخونه بازم واسش تازگی داره.این شعر واسه من اینجوریه.آخر این هفته یعنی 8 آذر سالگرد دوستیمونه.(نمیدونم گفتم یا نه؟ما قبل از نامزد شدنمون با هم دوست بودیم.)واقعا اشتباهه ازدواج بعد از دوستی طولانی.الان دیگه حسی نسبت به من نداره.قبلا 8 آذر خودکشی میکرد الان میگه اگه بتونم میام.دیگه دوستم نداره.مطمئنم.
به زمین میزنی و میشکنی
عاقبت شیشه امیدی را
سخت مغروری و میسازی سرد
در دلی آتش جاویدی را
دیدمت وای چه دیداری وای
این چه دیدار دلازاری بود
بی گمان برده ای از یاد آن عهد
که مرا با تو سر و کاری بود
دیدمت وای چه دیداری وای
نه نگاهی نه لب پر نوشی
نه شرار نفس پر هوسی
نه فشار بدن و آغوشی
این چه عشقی است که دردل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
می گریزی ز من و در طلبت
بازهم کوشش باطل دارم
باز لبهای عطش کرده من
لب سوزان ترا می جوید
میتپد قلبم و با هر تپشی
قصه عشق ترا میگوید
بخت اگر از تو جدایم کرده
می گشایم گره از بخت چه باک
ترسم این عشق سرانجام مرا
بکشد تا به سراپرده خاک
¤ نویسنده: مهدیس
خانه
شناسنامه
پارسی بلاگ
پست الکترونیک
RSS
Atom
کل بازدیدها: 2295
بازدید امروز : 6
بازدید دیروز : 7
درباره خودم
| مهدیس[38] آه، ای زندگی، منم که هنوز با همه ی پوچی از تو لبریزم... |
ْآرشیو یادداشت ها
مرداد 86 [4]
شهریور 86 [9]
مهر 86 [9]
آذر 86 [11]
بهمن 86 [4]
لینک دوستان
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
عشق من هیچ وقت تنهام نزار
محمد
وبلاگ شخصی محمد جواد ایزدپناه
سیما
منا
پیامبر دیوانه
مسعود
در بدران
مازیار
سارا
لوگوی دوستان
وضیعت من در یاهو
اشتراک در خبرنامه
نام: | |
ایمیل: | |