سفارش تبلیغ
صبا ویژن
.persianblog'">

ماهیِ اسیر

سه شنبه 87/9/12 :: ساعت 2:6 عصر

...

-اخترکی را سراغ دارم که یک آقا سرخ رویه توش زندگی می کند.او هیچ وقت یک گل را بو نکرده هیچ وقت یک ستاره را تماشا نکرده هیچ وقت کسی را دوست نداشته هیچ وقت جز جمع زدن عدد ها کاری نکرده.او هم مثل تو صبح تا شب کارش همین است که بگوید : «من یک آدم مهمم!من یک آدم مهمم!» این را بگوید و از غرور به خودش باد کند.اما خیال کرده:او آدم نیست ، یک قارچ است!

-یک چی؟

-یک قارچ!

حالا دیگر رنگش از فرط خشم مثل گچ سفید شده بود :

-کرورها سال است که گل ها خار می سازند و با وجود این کرورها سال است که بره ها گل ها را می خورند.آن وقت هیچ مهم نیست آدم بداند پس چرا گل ها واسه ساختن خارهایی که هیچ وقت خدا به هیچ دردشان نمی خورند این قدر به خودشان زحمت می دهند؟چنگ میان بره ها و گل ها هیچ مهم نیست؟این موضوع از آن جمع زدن های آقا سرخ رویه ی شکم گنده مهم تر و جدی تر نیست؟اگر من گلی را بشناسم که تو همه ی دنیا تک است و جز تو اخترک هیچ جای دیگر پیدا نمی شه وممکن است یک روز صبح یک بره ی کوچولو ، مفت و مسلم ،بی اینکه بفهمد چه کار دارد میکند به یک ضرب پاک از میانش ببردش چی؟یعنی این هم هیچ اهمیتی ندارد؟

سرخ شد و اضافه کرد:

اگر کسی گلی را دوست داشته باشد که تو کرورها و کرورها ستاره فقط یک دانه ازش هست برای احساس خوشبختی همین قدر بس است که نگاهی به آن همه ستاره بیندازد و با خودش بگوید :«گل من یک جایی میان آن ستاره هاست»،اما اگر بره گل را بخورد برایش مثل این است که یکهو تمام ستاره ها پتی کنند و خاموش بشوند.یعنی این هم هیچ اهمیتی ندارد؟

دیگر نتوانست چیزی بگوید و ناگهان هق هق کنان زد زیر گریه...

 

بهتون پیشنهاد میکنم داستان شازده کوچولو رو با صدای احمد شاملو رو گوش کنین.خیلی بعیده که تو 2-3 قسمتش گریتون نگیره.من یکی از قسمت هایی که گریه کردم همین قسمت بود.فوق العادست...

 

 


¤ نویسنده:مهدیس

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
خانه
مدیریت وبلاگ
شناسنامه
پست الکترونیک


کل بازدیدها:88165


بازدیدامروز:14


بازدیددیروز:37

 RSS 
 
لینک دوستان من
پر پرواز
یادداشتها و برداشتها
ساحل نشین اشک
سیمرغ
دوزخیان زمین
عشق من هیچ وقت تنهام نزار
مازیار
ایستگاه دوستی
صحرا
ماهیان آکواریمی
رهگذر
نیلوفرآبی
مسعود
محمد بیرانوند
سیما
در بدران
سارا

لوگوی دوستان من



درباره من
ماهیِ اسیر
مهدیس
آه، ای زندگی، منم که هنوز با همه ی پوچی از تو لبریزم...

لوگوی وبلاگ
ماهیِ اسیر

اشتراک در خبرنامه
 

بایگانی شده ها
مرداد 86
شهریور 86
مهر 86
آذر 86
بهمن 86
خرداد87
مرداد 87
شهریور 87
مهر 87
آبان 87
آذر 87
بهمن 87
اردیبهشت 88

اوقات شرعی

طراحی قالب: رفوزه